| زون |
خرخاکي
|
Wednesday, November 10, 2004
|
٭ ce soir j'ai envie d'ecrire d'un petit peu en francais ..
........................................................................................alors,tout va bien et moi, je vais pas mal je vais changer la planet encore une autre fois cette fois on descend chez les avares ce soir est un peu special, aaa d'ailleurs j'avais oublier dire ce que je fais actuellement mais,c pas grave..comme d'hab quoi..d'ailleurs j'ai honte a dire mais paris me manque..,trop c la premiere fois que qqpart me manque!merde j'ai decone.. c un peu sentimental..!les bcbg du 6e..et ce soir qui est un peu ridicule..c pas moi qui ecrit mais c le cerveau qui s'exprime avec mes dois..d'ailleurs ,il est possible que vous me demendiez si ceci est bizarre.. je ne vous reponde pas..et voila les pomblemes qui se multiplient par faute de l'orthographe et de la grammaire.j'ecrit quandmeme..et pourtant avant hier j ai parle de la meme sujet avec sahandi..je lui est explique ma passion pour ecrir un livre qui soit tout a fait imparfait au niveau de la langue..le but est autant ridicule que stupid ; mise en question de la lange ou plutot pour "to fuck" de certitude. voila..ce soir est vraiment bizarre je ne me connais plus...barbara disait que c'arrive qqfois dans le bilanguisme mais je doute que je sois "bilangue" mais je connais le concept de mot "bilanque"c'est un changement ponctuelle de la personnalite..d'ailleurs je sais que si vous etes assez intelligents vous me demendez la sens du not"personnalite" suis desolee..franchement desolee..je n'ai plus d'envie de rester dans cet ordi..je vuex me reposer umptitpeu zalutta me & my mother'n father نوشته شده در ساعت 22:35 توسط Den ........................................................................................
٭ چون که خسته ام، چون که فارسی نوشتن سخته،چون تنبل میشم اکثرن،چون گاهی حتی یک لیوان هم پیدا نمیشه که توش
چایی بخورم،چون همش امتحان دارم،چون سرگرمی گاهی اصلن پبدا نمیشه،چون بنگ هم اکثرن پیدا نمیشه،چون تو تابستونم هوا سرده،چون حتی کثیف هم نیستم که برم حموم،چون مریضم ،چونکه میشل باکونین نیست که من امیدوار باشم ،چون که دلم میسوزه واسه جوونیم،چونکه امروز واقعن نمیدونم چیکار کنم و دلم میخواد حتمن یه کاری بکنم،چون سرگرمی پیدا نشد امروز ،چون امروز هوا سرده،چون امروز گلوم درد میکنه،چون دلم ماری هلنو میخواد،چون دلم پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــول میخواد ،چون تابستونه ولی هوا سرده..چون تابستونه هوا سرده
........................................................................................نوشته شده در ساعت 19:26 توسط Den ........................................................................................
٭ ? you can laugh
........................................................................................a spinless laugh i hope that your rules & wisdom choke you now i'm one in everlasting peace i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke نوشته شده در ساعت 10:17 توسط Den
٭ ? you can laugh
........................................................................................a spinless laugh i hope that your rules & wisdom choke you now i'm one in everlasting peace i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke نوشته شده در ساعت 10:35 توسط Den
٭ you can laugh
........................................................................................a spinless laugh i hope that your rules & wisdom choke you now i'm one in everlasting peace i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke i hope that you choke,that you choke نوشته شده در ساعت 18:59 توسط Den
٭ man az khanevadeye aziz khahesh mikonam ke tasmime khodeshoono begiran..ke man belakhare bozorg shodam ya hanooz bacham..chon man bar tebghe tasmimgirishoon yek seri hooghoogh mikham vase khodam tayiin konam..nemishe ke harrooz ye saz bezanin!!
........................................................................................نوشته شده در ساعت 21:05 توسط Den ........................................................................................
٭
um like un angel,my skin makes you cry I float like a feather ine biudifool world I no ,i no نوشته شده در ساعت 17:21 توسط Den
٭
........................................................................................
um like un angel,my skin makes you cry I float like a feather ine biudifool world نوشته شده در ساعت 17:21 توسط Den
٭ What should I do I'm just a little baby
........................................................................................What if the lights go out And maybe and then the wind just starts to moan Outside the door he followed me home So goodnight moon I want the sun If it's not here soon I might be done No it won't be too soon 'til I say goodnight moon نوشته شده در ساعت 11:25 توسط Den
٭ کیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
........................................................................................دخترا تکرار کنین روزی یه ساعت... خجالت نکشین..تکرار کنین: کیــــــــــــــــــــــــــــــر نوشته شده در ساعت 13:32 توسط Den
٭ kill bill2 یه چیزی تو مایه های پرفکته..مممممممممممممممممممممممموچ
باریکلا خواستم پز بدم که من امروز کیل بیل دیدم..نه جدی کونتون بسوزه..کونتون بســـــــــــــــــــــــــــــــــوزه. کیرتونم دهن خودتون لطفن! نوشته شده در ساعت 17:08 توسط Den
٭ I don't care if the sun don't shine
........................................................................................And I don't care if nothing is mine And I don't care if I'm nervous with you I'll do my loving in the winter. فارسی ننویسین اگه کامنت میدین ..چون من نمیتونم بخونم. گربه ی بیچاره که از بس کسی نکردتش همه ی نظمش به هم خورده..بد جنس شده ..همه جا جیش و اَه می کنه. حالا می بینین که جق زدن هم لازم بوده.. خبلی خوب می شد که اگه یه تیکه از کتابی که دارم می خونم و می نوشتم ..حالا بعدن.. می دونین...کشورهای سوسیالیستی که هنوز شاه دارن فکر کنم همون سوسیال بورژوهای معروف باکونین هستن که خیلی مریضن و هیچ وقت نه میشه ضدشون و نه میشه باهاشون حرف زد..چون زیادی مریضن.. خواب بهترین چیز دنیاست..بهترین چیز حالا نه ..ولی مثلن تصور کنین ..دراز می کشین چشمهاتونم معمولن می بندین..بعد توی یه حالت خاصی میرین..که برخلاف اینکه فکر میکنین از شما جداست...کاملن به شما وابسته است و فقط و فقط توی مغزتونه....حالا بی خیال این چیزا..ولی این حسی که آدم فکر می کنه بساط لذتش در دنیای بیرونه از بی دقتیه کاملی میاد..چون لذت مال بدنه و مال ذهنه و ما کاملن خودمختاریم..به تنهایی برای لذت خودمون کافییم... منظورم این نیست که هشیش بده چون فضا میریم :D منظورم اینه که ما عاشق هشیشیم چون وقتی میکشیمش با خودمون بازی میکنیم..یا مثلن ما عاشق کیریم..چون ما رو یاد لذتی میندازه که بالقوه داریمش..می فهمین؟..می گم انگار آدم اسباب بازی و بلده ولی مثلن هم بازی میخواد..ولی اگه هم بازی باشه ولی بازی و بلد نباشه..اونوقت کاریش نمیشه کرد..حالا ما خییییییییییییلی خوش شانسیم..نه چون که زنده ایم..بلکه چون که تو این زندگی که بهمون دادن..شانسی چند تا بازی هم بلدیم از اول..مثه ویندوز ۹۸ که همیشه ۴ تا بازی از اول توشه..می فهمین؟جدی من فکر میکنم خیلی چیز خوبیه این!البته هرچند فایده ای هم در کل دنیا نمی کنه..ولی خوب حالا.. نوشته شده در ساعت 00:47 توسط Den
٭ من واقعن هيچي ندارم که بهتون بگم
........................................................................................هيچي هيچي من هيچي به ذهنم نمي رسه که احتياج باشه بنويسمش.. من از کلمه ي هنر مند بدم مياد. من از اينترنت خوشم نمياد. من خيلي خوشم مياد فکر کردنم. من خيلي خوشم مياد اوتو کنم. من از ناراحت بودن بدم مياد من از گوشت گاو بدم مياد من از تحلبل کردن چيزايي که به تحليل هيچ احتياجي ندارن بدم مياد من از غذاي سالم خوردن خوشم مياد من از رئيش جمهور ليبي خوشم مياد من از زبون فارسي خوشم مياد من از بادمجون خوشم مياد به همون اندازه هم از آبستره ش..هه من از نورتون آنتي ويروس خوشم مياد زياد شداا.. نوشته شده در ساعت 21:00 توسط Den
٭ من امروز نمي دونم به چي فکر ميکردم که يهو اينو فهميدم..
........................................................................................ببينين اگه زن بعد از مرد بوجود اومده..پس بيشتر به تکامل رسيده.. اگه قبل مرد بوجود اومده..پس اول تره اگه هم با هم بوجود اومدن که پس برابرن ..ولي از اين ورژنش خيلي خوشم نميباد ..چون برابر نباشن باهال تره.. خيلي خوب شد نه؟ نوشته شده در ساعت 20:36 توسط Den
٭ واي يه پلوي خوشمزه که توش شويد هم داره به يه عالمه گوشت له مممممم واييييييييي
نلسون ماندلا خيلي خداست ..انقد محو اين آفريقايي هايي شدم که داشتن با کت شلوار سياه و کراواتاي رنگارنگ واسه ش آواز مي خوندن که به چشم خودم ديدم کپک ماست و خوردم و نفهميدم...فرض کنين همه عاشقشن...فرض کنين! الانم ميرم بستني ميخورم اومممممم ...بستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــني. بستـــــــــــــــــــــنيه چوبي.. در ستايش بستني. در ستايش نلسون ماندلا. نوشته شده در ساعت 21:44 توسط Den ........................................................................................ ........................................................................................
٭ بعضي آدما پارانويدن ولي فک مي کنن خيلي باهوشن
........................................................................................با اينحال يه سري آدما هستن که خيلي باهوشن بقيه خيال مي کنن پارانويدن ..مثه داريوش و نسترداموس و اينا .. هه هه ;D نوشته شده در ساعت 21:09 توسط Den
٭ دو دسته از آدما خيلي جوادن..
اوليشون اونايي ان که دلشون نمي خواد بقيه ازشون تعريف کنن دوميشم اونايي ان که دلشون ميخواد همه ازشون تعريف کنن دقت کنين که اوليا از دوميا جواد ترن. نوشته شده در ساعت 19:25 توسط Den
٭ satisfy my soul!
........................................................................................Satisfy my soul - satisfy my soul - satisfy my soul - satisfy my soul That's all I want you to do, that's all I'll take from you Satisfy my soul, satisfy my soul. نوشته شده در ساعت 13:36 توسط Den
٭ به ديگري چيزيرو بدين که انتظار داره نه چيزيو که براي خودتون ميخواين.چيزي که اون مي خواد..نه چيزي که شما هستين.چون چيزي که اون ميخواد هيچوقت اون چيزي نيست که شما هستين،هميشه چيز ديگه ايه.در نتيجه من خيلي زود ياد گرفتم چيزي رو بدم که ندارم.نوشتن مي بايست اينجوري شروع شده باشه.نوشتن ، عشق و بقيه ي چيزها.حتمن.به اين ترتيب من نمره هاي خوبي از فرانسه گرفتم.براي درس هاي ديگه ،از از بر کردن مي ترسيدم: نگرانيم ــ و اشکال محض حافظه اي که به خاطر مي آورد ــ منو خيلي در خطر قرار مي داد. بدون هيچ نتيجه ي ديگه اي به جز طوطي واري ،بي معني،
........................................................................................مسلمن. من چيزهاي لازم رو توي مدرسه ياد مي گرفتم.تقليد هوش رو ياد مي گرفتم.تقليد علاقه،تقليد زندگي.مثل همه ياد مي گرفتم، دروغ گفتن و بزرگ شدن. يک بالغ چيه؟ کسيه که مثل زندگيش از حرفاش غايبه ــــ وکسي که اونو پنهان مي کنه. کسيه که دروغ ميگه.او دروغ مي گه نه از اين يا اون چيز ولي از چيزي که خودش هست. يک کودک وقتي بالغ مي شه که قادر باشه يک همچين دروغ عميق و لازمي رو بگه. من در نتيجه از اين هنر تظاهر،با مهارت کمتر يا بيشتر ،[در مدرسه] استفاده ميکردم. Christian Bobin نوشته شده در ساعت 22:09 توسط Den ........................................................................................
٭ Words come to me so easily
........................................................................................They make me forget what I mean They seem so very unsound when I don't want them around Let your body decide where you want to go Let your body decide where you want to go high or low, fast or slow I don't know if I'm ready but everything must be unsteady on the first go-round Thoughts Is it right to feel this way? Will I be happy one day? Is my posture okay? Am I straight or gay? Let your body decide where you want to go Let your body decide where you want to go high or low, fast or slow نوشته شده در ساعت 10:33 توسط Den
٭ چرا داريا هميشه تکراريه؟
چـــــــــــــــــــــــــــــرا؟ با من حرف نزن! حرف نزن آره آره با تو اَم.. با تو.. مي دونستين که من الگو اَم؟ به جان تو! با من حرف نزن ! حــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرف نزن ،نميشنوم اصلن من کرَم(حَسَن گفت!) من خيلي دلم ميخواست ponctuation بلد بودم..درست بلد بودم..يعني ميفهميدم! پس کي مي شه که من انشا نمرم بالاي ده بشه؟ با من حرف نزنيا من البته ديپلممو گرفتم! سه ساله! خوب البته درسته که ...ولي خوب بالاخره! بي انصاف نباشين دوستان! هه هه.. سه لا وي.. چي بود اون شعره ..مامان بيا تو سالن شلوارمو در بيار..همچين چيزي.. يه موقع فکر نکنين من بي سر و ته مي نويسم..من اتفاقن مدل ايتالو کالوينو سعي مي کنم خواننده رو با جريان داستان همراه کنم.. مي دوني من چه برتري نسبت به تو پيدا کردم؟ واااااااااااااااااااااااااي من که با تو قهر بودم واي ?خدا? ميشه براي من توضيح بدي اين اتفاق عجيبي که در روان انسان ميفته..و آدم ميتونه چون سرش در يه لحظه اي به يه چيز ديگه اي گرم ميشه يادش نه که بره ...ولي غافل بشه.. من امروز که اوتو ميزدم خوشحال بودم..بعد در راه خونه آواز هم گاهي ميخوندم...گاهي هم غمگين مي شدم..اَه هوا خوبه ..فهميدم..کثافت چرا انقدر براي من بد شانسي به بار آوردي؟ مي دونين..من ميخوام يه رازيو فاش کنم.. من از بچه گيم تا حالا..هر وقت آرزو کردم ..خواهش و اينا کردم..غصه خوردم ..دعا کردم ..خوشبين بودم که يه چيزي نشه! حتمن شده البته گاهي هم خواستم روانشناسيه بر عکس رو امتحان کنم يه اين معني که آرزو و خواهش و اينا نکردم غصه نخوردم..خوشبين نبودم که باز يه چيزي نشه! که حتمن شده.. يعني خدا هيچوقت تقريبن به من حال نداد. خوب قاعدتن واسه ي همينه که من هميشه از از دست دادنه رحم مادرم انقدر غصه ميخورم... خوب حالا شششششششششششششما چي کار ميتونين براي من بکنين.. نهايتن هم دردي.. هيچ فايده اي نداره...مي بينين؟ نوشته شده در ساعت 20:29 توسط Den
٭ The price you pay for bringing up either my Chinese or American
........................................................................................Hertiage as a negative, is, I collect your fucking head! Just like this fucker right here. Now, if any of you, son of bitches got anything else to say Now is the fucking time!!! نوشته شده در ساعت 17:01 توسط Den
٭ تو آدم جاکش پارتي بازي هستي..کثافت ..حق نداري هر دفه لينک منو جا به جا کني..
........................................................................................گه! لينکمو ور دار اصن ...! عوضي.. گه.. نوشته شده در ساعت 19:28 توسط Den
٭
........................................................................................
La, la, la, la, la. La, la, la, la, la. La, la, la, la, la. This is my stop, Got to get off, I may go pop, Excuse me... Excuse me... I've got to be direct, (la, la, la) If I'm wrong please correct. (la, la, la) Your standing on my neck, (la, la, la) Your standing on my neck, (la, la, la) Your standing on my neck. La, la, la, la, la. La, la, la, la, la. La, la, la, la, la. نوشته شده در ساعت 14:44 توسط Den
٭ man yek meghdar poosteye zardaloo too khordanihaye hamkhooneiim peida kardam :D
gooz miare vali.. نوشته شده در ساعت 09:29 توسط Den
٭ emrooz ke tooye vane hamoomemoon dashtam tafrih mikardam..yekho be sathe shikamam negah kardam ke az aab biroon zade bood!
........................................................................................ya hamele boodam,ya ghaza kheyli khorde boodam..joftesh hesse matbooii bood ke be dardesar khatm mishod.. yekho dar aab goozidamo chan ta hobab zad biroon o zehnam be samte teoriye molokooli monharef kard… fekr mikardam che khoob shod tooye rahnamayi yekhorde savad yad gereftam.. yadam oftad ke tafrihe khassi nakardam kheyli ham hosele nadaram too aab bemoonam ..hes kardam ke depressam ... yadam oftad ke hanooz ham az siasate jahani va solteye zaman bar zendegiye khodam sar dar nemiaram…. Alan fek mikonam ke weblog neveshtan ham yek rahe ertebat bargharar kardane masalan ..jodaye inke ye meghdar zeddehale… in rooza vaghean lezzat bakhsham nist..hichvaghtam shayad nabood..vali neveshteha ya enghadr mobham o kootahe ke hich ertebati adam nemitoone begire ya enghadr kos o shere ke adam reghbat nemikone bekhoone..hichki hosele ya jor'at e ebraze khodesho nadare.. say mikone be esharehaye kootah o mobham basande kone ke hadeaghal jazabiatesh tooye bi saro tah boodanesh bashe.. va kheyli chizaye dige ke hoselam nemikeshe benevisam نوشته شده در ساعت 09:16 توسط Den
٭ man ehsase khoobi mikonam ke peste haye ham khoone iimo mikhoram ..chon oonam hame soopayi ke mamanam vasam kharide bood o khord va man alan marizam va kheyli be oon soopa ehtiaj daram ..
نوشته شده در ساعت 10:53 توسط Den
٭ man ehsas mikonam age be blogger link bedam shayad kamtar herse kesafatesho be sare bloge man berize
نوشته شده در ساعت 10:46 توسط Den
٭ ah man cheghadr bad bakhtam chera in goh alamat soal shod..aaaaaaaaaaaaaaah
نوشته شده در ساعت 10:45 توسط Den
٭ ??? ??? ? .
........................................................................................?? ?? ?? ??? ??? ?????? ???? ?? ???? ?? ? ??? ?? ?? ??? ???? ???? ? ?? ????? ? ?? ??? ???? ?? ??? ?? ???? ?? ??? ??? ?????? ???? ??????? o ??? ????? ??? ?? ???? ? ??????? ?? ??????.. ??? ????? ? ???? ? ???? ??? ??? ?????? ?? ??? ?? ????..? ? ?? ??? ???? ?? ??? ?? ??? ??? ?? ??? ????? ???? ?? ?? ???? ??.. So if you wake up with the sunrise, And all your dreams are still as new, And happiness is what you need so bad, Girl, the answer lies with you, yeah. نوشته شده در ساعت 10:43 توسط Den
٭ There's a sign on the wall but she wants to be sure
........................................................................................'cause you know sometimes words have two meanings And as we wind on down the road Our shadows taller than our souls There walks a lady we all know Who shines white light and wants to show How everything still turns to gold And if you listen very hard The tune will come to you at last When all are one and one is all To be a rock and not to roll نوشته شده در ساعت 22:40 توسط Den ........................................................................................
٭ e_ pu _ i _ see
........................................................................................masalan sare emtehan shoma mitoonin arezoo konin ke noobooghetoon ziad she ya belakhare ye rahehalli ,koofti behetoon elham she ...vali mane falak zadeh har kari konam kalameh ya dastoore zaban ke behem elham nemishe.. kapak zadam!kapaki be ma'naye vagheii ye kalame! + masalan farz konim..hame chi khoob bashe..emtehanatoono ghabool shin..ashegh bashin .. khoshbakht bashin masalan, hala age begim mishe ke adam khoshbakht bashe,..khob kheyli vazehe ke be la kha re mimirin. albatte,chenanche.. hich kari nakonim chon midoonim ke belakahre mimiram...,chi mishe..? ..badbakht misham va ba'd haaaa HAM belakhare mimiram... pas ,bref,(albatte ba tashakkor az yeki az doostaye mamanam ke ke tooye hameye zendegish belkhare ye roozi ye chize bedard bokhori goft) , goftand ke : arre laye koonetoone..jolo beri miborre..aghab beri miborre..va dar jaye fe'li ham tizish fooroo mire albatte, dar soorakhe koonetoon ..che vasfolhal! baraye shoma ham albatte! نوشته شده در ساعت 19:13 توسط Den ........................................................................................
٭ مثلن مي گيم..اثر هنري... که نگيم هنري٬مثلن آفرينش هر اثري..
........................................................................................درابتدا دو قسمت واضح داره! ۱. آفريننده اي آفريده! ۲. آفريننده اي آفريده که نقد شه! حالا در هر دو صورت چنانچه اثر فقط مال صاحبش باشه يا ماله بقيه هم .. و چنانچه حتي ادعا کنيم نقد اثر هم جزيي از اثر هست يا نيست! هر مخاطبي حق مسلم داره اظهار نظر داره و سوالي در اين قسمت نيست. در هر صورت نقد يک اثر چنانچه کاملن به جا* و منطبق بر هدف مسلم آفريننده باشه، چنانچه کاملن بيجا* و به نظر اکثريت و ساير منتقدين ذايل کننده ي اثر باشه، نهايتن پاره اي از توهمات منطقي يا بي منطقه. حالا به چرايي جذابيته توهمات کذايي کاري ندارم. ولي نهايتن لب کلام،.. به خاطر همه ي اين ابهامات بالقوه اي که در خلق و نقد يک اثر مي تونه وجود داشته باشه با همه ي جذابيت و گيراييش،امروز..به نظرم.. خسته کننده و پيچيده مياد و شايد پوچي و بيهودگيش دليلي باشه که ادعا مي کنم مي تونه دل آدم رو به راحتي بزنه. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ * البته اين دو کلمه کاملن دو مفهوم نسبي و مبهمي هستند نوشته شده در ساعت 22:13 توسط Den
٭ واي
........................................................................................من که مستم ! عاشقم که هستم! آروغم که زدم.. ديگه بهتر از اين چي ميتونس باشه؟ واي اين زندگي چقد کثافته.. نوشته شده در ساعت 22:33 توسط Den
٭ هم چنان در سوم راهنمايي به سر مي برم.
........................................................................................واقعن نمي فهمم هوا چطور مي تونه اينجوري باشه اين موقعه سال.. و حتي وجه اشتراکشو با سال سوم راهنمايي! روز کثافتي بود. من چون مامان و بابام از هم طلاق گرفتن به محبت بيشتري احتياج دارم. هي هي... نوشته شده در ساعت 20:13 توسط Den
٭ در بالکنمون مقداري پياده روي کردم.
........................................................................................بايد اشاره کنم که امروز،هوا مطبوعه .. قاعدتن سعي ميکنم اين روز ها به نفس کشيدن هم فکر کنم. لذتي که گاهي خاصيت هم داره ، احتمالن فقط براي سلامتي. فرژيليته دو له سانته! چه جوري مي تونن انقدر جسور باشن؟ فرژيليته دوله زنته. نوشته شده در ساعت 11:16 توسط Den
٭ انقدر در حالت عادي سعي ميکنم حرص سود جويي مو سرکوب کنم ..که هميشه دلم ميخواد مونوپولي بازي کنم..
........................................................................................تو هم به جاي اينکه بري سرمايه دار شي ..پيشنهاد منو جدي بگير شايد حرصت بخوابه.. قربون زيگي جونمم مي رم که با حرص و سود و اين چيزا خيلي کاري نداره.. سرشم فعلن با سبزياشو و عجالتن اين ترم خونه ي هاي مسکوني گرمه... نوشته شده در ساعت 11:06 توسط Den
٭ تعادل طبيعت بر اصل نابرابريه اجزاشه.
........................................................................................در اصل موجودات با هم برابر نيستند. آدميزاد اتفاقن تفاوت رو خيلي خوب مي شناسه و خيلي هم از متفاوت بودن خوشش مياد. اصلن چرا بر گرديم به طبيعت؟ چرا به هم نخوره؟ ما کاري بد تر از اون چيزي که طبيعت با ما مي کنه باهاش نکرديم. ما به گا رفتيم. از اين حضوري که مجبوره ناچار باشه. زيگي ديشب يه چيز با مزه اي ميگف ..مي گفت..واااااااااااااي دنيا کووووووونه. نوشته شده در ساعت 18:23 توسط Den
٭ کون کون کون
........................................................................................آهک زنده پشماي ريخته تاول گّنده کون کون کون به تخم لخمت کير درشتت زندگي سخته کون کون کون کون کون کون کون کون کون it is the lovely thing that we have. نوشته شده در ساعت 21:11 توسط Den ........................................................................................
٭ يک قسمتي هست که بيچاره گم شده فک کنم..
........................................................................................بي مصرف شده در طي زمان ..حالا کار نمي کنه.. مثلن توي مغز بايد باشه قاعدتن ولي عجيبه. خوابم مياداااا منظورم اينه که يه قسمتي از مغزم يه مشکلي داشت ..هي بهش نرسيدم..الان يه مدتيه فهميدم که خلل ايجاد مي کنه شايد نه مثلن تو زندگيه روزانه ها..مثلن تو کلاسم فک کنم...مثلن بيشتر از همه با «نتيجه» مشکل ايجاد مي شه ..جايي که بايد از يه سري اطلاعات نتيجه گرفت ..مثلن اون اوايل که انشا نوشتن هم ياد گرفته بودم اين مشکلو با مقدمه داشتم فک کنم... فکر ميکردم که خوب مي رقصم..ولي ادعا مي کنم که اين ناتوانيه ذهنيم باعث شده حتي نتونم نتيجه گيري کنم که پايين بيارمش يا ببرمش بالا ولش کنم هم نميشه..آخه از ناخودآگاهم اومده بيرون..يعني فکر بايد بکنم بالاخره .. نمي دونم چطور شده.. ولي چارشو ميدونم..هه هه jeet نوشته شده در ساعت 21:53 توسط Den
٭ Don't know where you're goin', only know just where you've been,
Sweet little baby, I want you again. نوشته شده در ساعت 22:03 توسط Den
|